تبليغاتX
من و سینما - زندگي سراسرش تجربه ست1

 

 

   

 

زندگي سراسرش تجربه ست.گاهي تجربه هاي شيرين و گاهي تجربه هاي تلخ.براي من كه تجربه هاي تلخش بيشتر بود.از خداوند ممنونم.به خاطر همه محبتهايي كه به من داره.فيلم آخرم تمام تجربه بود.چيزهاي زيادي ياد گرفتم.و مهمتر از همه اينكه به اين بخش از گفته هاي يك بزرگي رسيدم كه مي گه:

به كردار كرگدن تنها سفر كن

به اين نتيجه رسيدم كه دنيا عجيب نيست.بلكه ما آدمها هستيم كه عجيبيم.دوست دارم يه مدت تنها باشم و فيلمنامه جديدم را بنويسم.تنهائي هميشه هم بد نيست.گاهي وقتها خوبه كه آدمها تنها باشند.من عاشق اين شبهاي تنهائي و خلوت شدم.دور از هياهو و روزمرگيها.به دور از تهمتها و غيره...راستي بعضيها چطوري دلشون مي آد به خاطر نزديك شدن به يكي به يك نفر ديگه تهمت بزنن.و جالبتر اينكه ما هم بدون اينكه رودررو كنيم مي پذيريم!!!!!!!!!!چه خوبه آدم دور از هياهو و روزمرگيها باشه.حتي براي يه مدت كوتاه.اي كاش زودتر به اين بخش از زندگي رسيده بودم.وقتي رو بلندي مي ايستي اون پائين همه چيز كوچيك به نظر مي آد.و وقتي به دريا به آسمان و غيره نگاه مي كني تازه مي فهمي اين همه عظمت و بزرگي به خاطر وجود خداي مهربانه.بزرگي كه مي بخشه بدون اينكه بخواد بهش بخشيده بشه.بزرگه بدون اينكه بخواد بزرگيشو به رخ بكشه.ووووووووووو........به جباري خدا به اين شكلي كه ديگران معتقدند،معتقد نيستم.خدارا بيشترمثل يك پدر مي دونم كه به فرزندش در راه درست رشد كردن كمك مي كنه و در اين راه بعضي وقتها تنبيه هم لازمه.اين روزا از صداي زنگ موبايل هم راحتم.خيلي خوبه بعضي وقتها از هيچكس و هيچي خبر نداشته باشي.بي خبري هم خودش عالمي داره.اين روزهاي بعد از تدوين فيلم آخرم خودم را با خواندن كتابهاي مورد علاقم و نوشتن فيلمنامه جديدم مشغول كردم.اين روزها اگر چه سختيهاي زيادي را دارم تحمل مي كنم.ولي نسبت به چند وقت پيش احساس بهتري دارم.به زودي به يه مسافرت دور و دراز خواهم رفت به جايي كه تا الان فرصتي براي رفتن به آنجا برام پيش نيامده بود مسافرتي كه براي تجديد قوام ضروريه،بايد يه مدت از همه چي دور باشم تا بهتر بتونم تصميم بگيرم.من سراسر زندگيم جنگيدم و هيچ وقت آدم قابل پيش بيني اي نبودم و نيستم.به فرمايش مولا علي(ع)تا حريف خود را نيازمودي به دشمني وي بر مخيز.

منم هميشه اين جمله مولا آويزه گوشمه و به خاطر همينه كه لحظه اي كه حريفم فكر مي كنه داره منو مات مي كنه وقتي به خودش مي آد كه مات شده!!!!!!!براي همه چيزهايي كه خواستم به دست بيارم.خيلي چيزها را از دست دادم.براي همه اين لحظه ها مبارزه كردم و با چنگ و دندون در حفظشون كوشيدم.از خدا مي خوام كمكم كنه و هيچ وقت تنهام نذاره.چون وقتي خدا باهاته همه با تو هستند و وقتي خدا را نداري هيچ كس و هيچ چيز نداري.شادي اي كه در قلبت مي تونه وجود داشته باشه تنها با بودن خداست كه ميسر مي شه.اون بي نيازي كه همه بهش نياز دارند.فيلم آخرم را خيلي دوست دارم.با عشق خاصي تدوينش كردم.با ولع خاصي مي بينمش و از همه كارهايي كه تا به امروز انجام دادم اينو با تمام سختيها و مشكلاتي كه داشت بيشتر دوست دارم.از شوكا ممنونم به خاطر صبرش و به خاطر همراهيهاي هميشگيش.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 1:4  توسط علی جعفری نجف آبادی  |